جامعه شناسی و زندگی

آموزشی، علمی،فرهنگی،اجتماعی

بهداشت روانی

•         تعریف بهداشت روانی

سازمان جهانی بهداشت می‌گوید: بهداشت روانی عبارت است از “توانایی کامل برای ایفای نقش‌های اجتماعی، روانی و جسمی” این سازمان معتقد است که بهداشت روانی فقط نداشتن بیماری یا عقب ماندگی نیست بنابراین کسی که احساس ناراحتی نکند از نظر روانی سالم محسوب می‌شود. ”

پیشگیری نوع اول((primary prevention

هدف این نوع از بهداشت روانی ممانعت از شروع یا اختلال است با حذف عوامل کلی کاهش عوامل خطرساز تقویت مقاومت افراد ، دخالت در فرآیند اختلال بدست می آید برنامه های آموزش بهداشت روانی (نظیر آموزش والدین برای تربیت کودکان ،آموزش تاثیرات مصرف الکل و مواد مخدر و...) برنامه های بالا بردن کارایی و توان افراد (نظیر برنامه های تقویتی برای کودکان محروم ) ایجاد سیستم های حمایت اجتماعی (نظیربیمه های درمانی ایجاد و حمایت از گروههای محلی و اجتماعی حمایت کننده از افراد مبتلا) نمونه های پیشگیری نوع اول می باشند.

 

پیشگیری نوع دوم (secondary prevention)

هدف اقدامات این بعد از برنامه بهداشت روانی شناخت به موقع و درمان فوری ومناسب اختلال (یابیماری)است.تمام نظریه های اقدامات درمانی نظیر داروودرمانی ، رفتاردرمانی ،شناخت درمانی، گروه درمانی،روانکاری و... درقالب این بعد از بهداشت روانی قرار می گیرد.

پیشگیری نوع سوم (third prevention)

هدف این بعد از بهداشت روانی، بازگرداندن و حفظ تمام یا قسمتی از توانایی های از دست رفته فرد به علت اختلال(یا بیماری)است ، تافرد به گونه ای مفید و سازنده به زندگی خانوادگی اجتماعی و شغلی خود بازگردد در واقع برنامه های این بعد با توانبخشی               ( (rehabilitation افراد و جلوگیری از بازگشت مجدد اختلال (یابیماری)درفرد وحفظ و پیشبرد سلامت ایجاد شده توسط درمان سروکارداشته اقدامات قبلی را تکمیل می کند.

حفظ بهداشت روانی:

پذیرش هیجان و احساسات:

ترس ( (fear خشمanger) ) شادی (joy) عمده ترین هیجان های طبیعی انسان است با این وجود گاهی برای اجتناب از احساس اضطراب وترس سعی میکنیم درموفقیت های طبیعی اضطراب آور برخوردهای عاری از هیجان داشته باشیم چنین برخوردی یک نوع خودنسردی مصنوعی است که می تواند به نوعی در دراز مدت باعث مشکلات روانی در فرد یا افراد شود همچنین بعضی مواقع فرو نشاندن هیجان ,ترس یا دیگر احساسات به هنگام امتحانهای دشوار یا موقع یادگیری اسکی،یادگیری شنا یا مواجه شدن با یک رویداد خوشایند یا نا خوشایند وجود نداردوقبول آنها بهتر از انکار،سرکوب و... آنهاست بدین ترتیب اگر قبول کنید که این هیجانها را دارید وآنها حق طبیعی شماست:درآن صورت راه ابراز وکاهش آنهارا به صورت های مستقیم و غیر مستقیم پیدا خواهد کرد.

شناسایی زمینه های آسیب زا:

وقتی بکوشید که علت و موقعیت های ناراحتی خودرابه روشنی بشناسید ممکن است بتوانید موقعیت های مورد نظررا به صورت تازه ای ببینید درواقع رویکردتان به علت ها و موقعیتهای اضطراب آور نباید یک بعدی ((unidirectional و بدون بررسی باشد در آن صورت است که می توانید متناسب با توانایی های شخصی و عوامل محیطی راههایی برای مقابله صحیح با آنها پیدا کنید.

برنامه ریزی برای جلوگیری از احساس درماندگی در دقایق آخر، صحبت با افراد مطمئن در مورد زمینه های آسیب زا و اضطراب آور، شرکت در کلاسهای آموزشی مخصوص(بویژه اگر مفید بودن آنها ثابت شده است)بعضی از اقدامات برای مقابله صحیح با موقعیتهای خطرناک می باشد.

پرورش رغبتها و استعدادها:

هرجامعه ای فرصت های تقریبا نامحدودی برای مردمانی از هرسن و جنس فراهم می کند تا افراد استعدادهای خودرا درزمینه های مختلف آزموده و به موفقیت های فردی و اجتماعی دست یابند این فرصت ها می تواند"ورزشی،تحصیلی و علمی،هنری،فنی و... باشد افرادی که خودرا فقط به یک موضوع مطرود نمی کنند و دنبال یادگیری و بدست آوردن مهارتهای جدید هستند غالبا زندگی برایشان جذابیت و گیرایی بیشتری دارد وبه احتمال زیاد موفقیت بیشتری بدست می آورد و همچنین به دنبال آن احساس شایستگی ((merit sense ناشی از دست یافتن به مهارت عزت نفس ( (self esteem را در افراد بالا می برد نکته مهم یا سوال موجود در این زمینه می تواند مسایل و کمبودهای اقتصادی و مالی باشد ولی افراد که تمایل به دست یافتن مهارت یا پرورش استعدادی را دارند مطمئناً راهکارهای خوبی را متناسب با امکانات خود پیدا می کنند.

ایجاد روابط صمیمانه:

اگر نگاهی به علائم و نشانه های اختلالات عاطفی بیندازیم هسته و نقطه مشترک آنها را احساس انزوا و تنهایی می یابیم.ما نیازمند پشتیبانی آرامش دهی و اطمینان هایی هستیم که از طرف دیگران فراهم می شود چون انسان موجودی اجتماعی است این موضوع ثابت شده که افرادی که روابط قوی و دوستان صمیمی دارند نگرانی ها و مشکلات خودرابا افراد مطمئن بیان می کنند ودرعین حال به رفاه وخشنودی دیگران توجه و علاقه نشان می دهند، مشکلات خودراروشن تر دیده در عین حال احساس ارزشمندی بیشتری می کنند.

کمک گرفتن به موقع از دیگران:

درراه خودشناسی وبرطرف کردن مشکلات روانی محدودیتی ازقبیل نداشتن تمام راه- حلها، خودفریبی و مکانیسم های دفاعی وجود داردکه باعث می شود همیشه نتوانیم مشکلات را به صورت عینی ببینیم وقتی احساس می کنیددربرطرف کردن مشکل خود پیشرفتی نداریدموقع آن فرارسیده که ازمتخصصانی مانند:روانشناس(مشاوربالینی)،روانپزشک ودرمان گر آموزش دیده به تناسب مشکل خود کمک خواهیدشاید احساس برچسب خوردن ونگرشهای غلط اجتماعی مانع ازمراجعه به این افراد شودولی کمک خواستن از دیگران خودازپختگی عاطفی و یکی ازاولین مراحل خودآگاهی است چون به این موضوع آگاه است که درجای کار(تفکر،احساس،و بافت شخصیت) مشکلی دارد.

 

تقویت اعتقادات مذهبی:

رشد و تعالی اعتقادات مذهبی تاثیر بسزایی در تفکر، احساس و روابط اجتماعی انسان دارد و سلامت جسمانی و بهداشت روانی فرد را تضمین می کند. مطالعات نشان داده است افراد معتقد به خدا، بدون در نظر گرفتن نوع مذهب، رفتاروتفکرشان بسیارسالم تر و بهنجارتر از افراد بدون اعتقاد یا با اعتقادات ضعیف می باشد.

ویژگی‌های فردی شخص دارای بهداشت روانی

نسبت به خود، خانواده و جامعه بی‌تفاوت نیست،
▪ با دیگران سازگاری دارد ،
▪ شاد و مثبت‌اندیش است ،
▪ به خود و دیگران احترام می‌گذارد،
▪ بدبین نیست،
▪ به نقاط قوت و ضعف خود آگاهی دارد ،
▪ انعطاف‌پذیر است ،
▪ شناخت او از واقعیت نسبتا دقیق است و برای رسیدن به هدف‌های خود براساس عقل و احساس عمل می‌کند،
▪ نسبت به خود نگرش مثبت دارد و ناکامی‌ها را تحمل می‌کند،

توانایی حل مشکلات خود را د ارد،
▪ از اوقات فراغت خود به نحو مطلوب استفاده می‌کند،
▪ درمواجهه با مشکلات اجتماعی، کنترل وتعامل خود را از دست نمی‌دهد،
▪ استعدادهایش به طور هماهنگ و به خوبی رشد می‌کند،
▪ برای خود ارزش قائل است چون می‌داند آفریده خداست ،
▪ دنیا را گذرگاهی برای رسیدن به آخرت می‌داند،
▪ رابطه‌اش با دیگران سازنده و مثبت است ،
▪ نیازهایش را از طریقی برآورده می‌کند که با ارزش‌های اجتماعی منافات نداشته باشد،
▪ صابر، صادق، درستکاروبخشنده، استغفارکننده وفرزند خویشتن خویش است
▪ درنظردیگران فرد موجهی محسوب می‌شود،زیرا درهمه کارها متعادل است.

عوامل موثر در بهداشت روانی:

الف) تغذیه:
حالات روحی ما درانتخاب نوع غذایی که می‌خوریم موثرند. ما در حالات مختلف غذاهای متفاوت را طلب می‌کنیم، هنگام احساس قدرت و پیروزی به غذاهای گوشتی، هنگام احساس تنوع و تحول به غذاهایی با انواع سس و هنگام اضطراب یا پرخاشگری به خوراکی‌های گاز زدنی تمایل داریم، در حالی که وقتی خسته هستیم چای و قهوه را ترجیح می‌دهیم بنابراین با شناخت خود و سوخت و ساز بدن می‌توانیم با انتخاب مواد خوراکی مناسب به آرامش بیشتری دست یابیم و از خوردن لذت ببریم.

ب) ایمان:
اعتقادات و باورهای مذهبی قادر است در مصیبت‌های زندگی، از فرد افسرده و مایوس انسانی امیدوار و محکم بسازد، چنان که هرگز خود را تنها و بیمناک احساس نکند او باور دارد که خدا پیوسته با اوست، در رویارویی با سختی‌های زندگی تنها نیست و خدای مهربان به او علاقه و توجه دارد.

ج) مدرسه:
مسئولیت اولیای مدرسه فقط در پرورش نیروی عقلی و آشنا کردن دانش‌آموزان به مسائل اجتماعی و اخلاقی خلاصه نمی‌شود، مدرسه، مسئول تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگارانه و تامین بلوغ عاطفی و سلامت روانی دانش‌آموز نیز است در مدرسه، فرزندان دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه می‌کند.

د) ورزش:
ورزش یکی از رموز سلامت جسمانی از لحاظ احساسات، عواطف، شخصیت اجتماعی و نوعدوستی کامل‌تر و در فعالیت‌های شغلی و حرفه‌ای موفق‌ترند. ورزش، موجب اعتماد به نفس در فرد شده، او را متعادل، متفکر و سازگار با محیط می‌کند.
با ورزش شخص کمتر دچار حسادت، حقارت و ستیزه‌جویی می‌شود و در نتیجه از سلامت روانی بهتری برخوردارخواهند بود.

راه‌های تقویت بهداشت روانی فرزندان و خانواده:

 

اگر با ناراحتی‌های روانی فرزندان روبرو شدیم با حوصله و متانت، آنها را رفع کنیم و از تصمیم‌های عجولانه بپرهیزیم.
▪ در ناراحتی‌های شدید، درد دل و گریه کردن باعث تخلیه روانی و آرامش می‌شود.
▪ مشارکت‌جو باشیم تا دوستان جدید بیابیم.
▪ از مشاهده فعالیت‌های جدید دیگران لذت ببریم .
▪ با پرورش ابعاد روحی، معنوی و مذهبی شخصیت خود و خانواده‌مان به سلامت روانی بالاتری دست یابیم.
▪ با احترام به دیگران به بهداشت روانی خود و دیگران کمک کنیم.
▪ زمینه‌های اعتماد را فراهم کنیم.
▪ به احساسات اعضای خانواده‌مان توجه کنیم و ویژگی‌های آنها را بشناسیم.

دستورات الهی را به خوبی عمل کنیم تا از هرگونه‌ خودخواهی،بدبینی،تنهایی ونگرانی مصون باشیم.
▪ به فرزندان بیاموزیم که حتی در تجربه‌های تلخ زندگی نیز فرصت‌های خوبی وجود دارد که باید کشف شود و در زندگی به کار برود.
▪ به فرزندان آموزش دهیم به جای سرکوب احساسات آزاردهنده مثل حسادت، کینه‌توزی و ... آن احساسات را به گونه‌ای صحیح بیان و خود را آرام کنند.
▪ برای اصلاح رفتار فرزند هرگز از شیوه تحقیر و سرزنش استفاده نکنیم بلکه با مطرح کردن نقاط مثبت آنها ضعف‌هایشان را نیزگوشزد کنیم.سلامت روانی برخوردارخواهند بود.

 

در مقابل فرزندانمان از دیگران بدگویی نکنیم و اگر به منظور پیشگیری از خطرهای احتمالی، معایب افراد نابهنجار را می‌گوییم به آ‌نها خاطرنشان کنیم که “این رفتار آن افراد است که بد است نه خود آن افراد”
▪ در عین تکریم شخصیت و ابراز محبت وتوجه به فرزند، در اصلاح رفتارهای ناپسند او تلاش کنیم تا خویشتن‌داری مثبت که رمزبهداشت روانی است درفرزندانمان تقویت شود.
▪ فرزندان را با نوع رفتارهایی که از آنان انتظار داریم، آشنا کنیم.

اگر امید داشتن را به فرزاندانمان بیاموزیم همیشه از

▪ هنر ارتباط سالم و موثر با دیگران را خودمان بیاموزیم و به فرزندان نیز آموزش دهیم.
▪ انتظارات خود و اعضای خانواده را با واقعیات تطبیق دهیم.
▪ در مواقع ضروری می‌توانیم به موقع از دیگران کمک بگیریم. برخی از مشکلات را به تنهایی نمی‌توان حل کرد در این‌گونه موارد بهتر است از مشاور یا روانشناس یاری بخواهیم.
▪ با اتکا به خدای بزرگ نقطه اطمینان‌بخش را پیدا می‌کنیم که موثرترین داروی شفابخش نگرانی‌ها و اضطراب‌‌های ماست؛ بایاد خدا و رشد معنویت در خانواده، بهداشت روانی خود و اعضای خانواده را بیمه کنیم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1391ساعت 21:19  توسط کمال اوجاقلو  |